الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

219

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

ادراك مىكند ، يعنى هر چيزى را عقلاى عالم حسن و بايستنى تشخيص مىدهند شارع هم آگاه است كه هذا عند العقلاء ينبغى فعله و ذلك ينبغى تركه ، ولى مجرد ادراك كافى نيست ؛ زيرا ادراك غير از امر و نهى است چه‌بسا شارع به حسن يا قبح امرى واقف و عالم است ، ولى روى مصالحى بدان امر يا نهى نمىكند آنكه مهم است و مفيد است اين است كه از راه حكم عقل ، امر و نهى شارع را استكشاف كنيم و اين نتيجه از راه حكم عقلى به دست نمىآيد ، بلكه حد اكثر از راه حكم عقل ادراك شارع را به دست مىآوريم و يا اگر حكمى هم باشد حكم شارع بما هو شارع نيست كه امر و نهى مولوى و تأسيسى باشد كه مطلوب شما اصوليين است ، بلكه حكم شارع بما هو عاقل است كه امر و نهى ارشادى خواهد شد . اين آخرين توجيهى است كه براى سخن اخبارىها مىتوان بيان كرد و اين توجيه به باب مستقلات عقليه اختصاص دارد و ممكن است اين توجيه براى مبتديان از توجيهات قبلى زيباتر جلوه كند ، ولى به نظر ما قابل جواب است و آن اينكه مراد اخباريين از اين سخن يكى از دو مطلب مىتواند باشد : 1 . مرادشان آن است كه بين حكم عقل و حكم شرع ملازمه‌اى نيست ، بلكه حد اكثر مىتوان گفت : كلما حكم به العقل ادركه الشارع ، ولى حكم شارع و امر و نهى او ثابت نمىشود ، اگر مراد اخبارىها اين باشد سخنى باطل است به دليل اينكه ما در بخش مستقلات عقليه از باب ملازمات عقليه اثبات كرديم كه ملازمه وجود دارد ، بلكه بالاتر از ملازمه عينيت در كار است . 2 . مرادشان اين است كه آنچه را كه عقلاى عالم بما هم عقلاى ادراك مىكنند و برآن اتفاق‌نظر دارند عبارت است از مجرد استحقاق مدح و دم و مدح و ذم غير از ثواب و عقاب است به دليل اينكه اولا مدح و ذم دنيوى است و ثواب و عقاب اخروى است و ثانيا مدح و دم لسانى است و ثواب و عقاب عملى است . بنابراين ، استحقاق مدح و ذم ملازمه ندارد با استحقاق ثواب و عقاب چون ملاك حكم عقلا وجود مدح و دم در يك فعل است و ملاك حكم شارع وجود پاداش و كيفر در آن فعل است و لذا از راه حكم عقل به ملازمه نمىتوان حكم شارع به ثواب و عقاب را ادراك نمود و چون دو